عارف شیدا

... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

عارف شیدا

... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

شعر "کوچه تاریک"

شعر زیر سروده‏ زیبایی است از سید حمید رضا برقعی شاعر آئینی اهل بیت علیهم السلام در وصف ایام فاطمیه که در ادامه میخوانید:



وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب‌ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را... نمی‌دانم
در من انگار می‌شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه‌ای مشکی است

با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...


یا زهرا

نظرات  (۳)

کوچه ، سیلی،حسن،مسمار در،پهلو، محسن، طناب، علی، بیعت و... یاحسین
کلماتی که ویرانمان می کنند.


اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیهاوسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سلام
تسلیت میگم شهادت پاره ی تن رسول الله را...
التماس دعا
آرزویم برایت این است :
" در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن ،
تو آرام قدم برداری برای زندگی کردن !"

سلام مومن خدا !
شعر زیبایی بود ...سپاس
دست مولا پشت وپناهت ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی